گاهی...

 

گاهی نمی شود بنویسی که چه در تو می گذرد!! گاهی تنها و تنها باید زل بزنی به صفحه ی "ارسال مطلب جدید" و انگشتان ات را به بند بکشی و نگذاری هیچ واژه ای از میان شان، لیز بخورد و بنشیند توی صفحه!! گاهی نه می شود و نه باید و نه می توانی بنویسی که در تو، چه می گذرد!!....

/ 2 نظر / 14 بازدید
ح.ش سمک عیار

با سلام : به نظرم اصولا حرفهایی سر به ابتذال گفتن فرو می آورند که برای بیان حالات روحی معمولی مناسبند،وقتی عواطف اوج می گیرند و احساسات رقیق تر می شوند کلمات بی مایگی ذاتی خود را نشان می دهند...سختی کار وقتی به چشم می آید که قرار می شود با همان کلماتی که تا به حال خرج امور روزمره شده اند باید حالاتی را بیان کنی که اصولا گفتنی نیستند...مشکل اینجاست که شعرا هر وقت خواستند تجربیات ناب خود را بگویند دیدند، سند شش دانگ کلمات را به نام اموری زده اند که بی آن امور آب از آب تکان هم نمی خورد...برایتان موفقیت و سلامتی آرزو دارم

باران

سخته وقتی غمی داری ونمیتوانی بکویی تا ارام شوی سخته قلقل کرذن اشک ها وجلو نگرفتن لرزیدن دست ها