شاه واژه...

 

سال ها پیش، سال های سال پیش...نوجوان که بودم..توی یکی از دفترهایی که واگویه های ام را می نوشتم، یک کلاس راه انداخته بودم به اسمِ " کلاس های بی نقطه " ... بعد تلاش می کردم متن های کوتاه و بدون نقطه بنویسم! با معنی و تا آن جا که می شد شاعرانه!...فرم مرا اسیر خود کرده بود!...و تا مدت ها گمان داشتم که دارم کار تازه ای می کنم!...کم کم، ذهن و زبان ام چنان درگیرِ ساختار شد که مفهوم، نرم نرم، کنار کشید!...روزی یا شبی، به خود آمدم و فهمیدم که ناخواسته، برای اندیشه ام، چنان قالب تراشیده ام که دیگر حتی نمی گذارد به راهِ خودش نفس بکشد!!...آن جا بود که فهمیدم، خروج از نُرم و هنجار، پس از مدتی، در یک سیرِ طبیعی، خودش تبدیل می شود به یک هنجارِ دیگر!!...
و از همان جا بود که "تغییر" برای ام شد، شاه واژه ی کلمات!!...

 


/ 2 نظر / 3 بازدید
(الف_هيچ)

در باب اين مطلب اخر نكته اي ست كه بد نيست برايتان بنويسم روانشاناسان معتقدند كه هر كودكي قبل از دوران تحصيل و مدرسه قادر است هر مساله ي لاينحلي از جمله رياضيرا حل كند ...اما به روش و استدلال شخصي خودش اما همين كودك هنگامي كه به مدرسه ميرود و به او رياضي را مي اموزند همه ي ان تواناييها را به يكباره از كف ميدهد ...چرا ؟ چون با اموختن يك به اضافه يك برابرست با دو ...براي ذهنش چارچوب به وجود مي ايد و خلاقيتش تا حد زيادي از بين ميرود ... در باب هنر نيز همينگونه است هنر جوششي ...هنر كوششي ...سيتم اموزشي متداول در تبيين هنر كوششي موفق عمل كرده و خلاقيت را كاهش داده ... و معلمين ما فرصت شكوفا شدن را منتهي به پايان ترم ها و درس ها كرده اند ... با يك نگاه به همه ي بزرگان و شيوه اموزشي كه به اجبار يا خودشان براي خودشان طراحي كرده اند متوجه ميشويم كه از سيستم معمول اموختن جدا بوده و حتي در جهت عكس اين مسير پيش رفته اند ... نقاشان ...موسيقي دانان ...شاعران ...نويسندگان ...فيلسوفان و متفكرين كه حرفي براي گفتن داشته اند در دام اين نوع اموختن كه شما به شاعرانگي تمام بيانش كرديد نيفتاده اند ...

(الف_هيچ)

البته چارچوب شما در تمرين و تكرار بوده كه شكوفايي امروزتان نيز مديون همان مجاهدت ها هستيد ... ارزوي سلامتي براي شما و اينكه دلتنگي هاي بد در خانه دلتان هميشه خاموش باشد