...در مسیرِ رود

 

 

آرام آرام، به وسعتِ بی ریای واژه ها نزدیک می شوی

و کم کم، رازِ درونِ سینه ی باران را می فهمی

و نرم نرم، عطرِ خلسه آورِ تنهایی را به جان می نوشی

و خُرد خُرد، پای اصالتِ فلسفه ی نور، رنگ می گیری

و این! آغازی ست بر یک پایانِ بی پایان...

/ 1 نظر / 15 بازدید