عریضه...

 

 

 

 

 

 

آدم از خودش به کجا باید شکایت کند!!...دل ام از خودم گرفته!!...از خودم شاکی ام!!...از این دست ها!!...از این سرانگشتانِ استخوانی!!...از این متن های سیلی خورده!!...از این واژه های تب زده!!...از این نوشتن های بی گدار!!...از این غم های سیّال!!...از این شکستن و شکسته شدن!!...از این گرفتگیِ مفرطِ تکه ای از قلب!!...از این منتشر شدن!!...از این بغض های دمِ دستی!!...از این اشک های بی حیا!!...از این دردهای متکثّر!!...از این بال های بی پر!!...از این رسمِ نانوشته ی روزگار!!... از این شب های بی زهره!!...از این شب های بی زهره!!...امان از شب های بی زهره!!...

/ 0 نظر / 3 بازدید